جستجو در مواد قانونی
متن کامل مواد قانونی ایران بههمراه توضیح ساده، گردآوریشده در دفتر محسن تاجیک، وکیل پایه یک دادگستری در رباط کریم، پرند و تهران.
اگرکفیل ملتزم شده باشدکه مالی درصورت عدم احضارمکفول بدهدبایدبه نحوی که ملتزم شده است عمل کند
گردرکفالت محل تسلیم معین نشده باشدکفیل بایدمکفول رادر محل عقدتسلیم کندمگراینکه عقدمنصرف به محل دیگرباشد
اگرمکفول غایب باشدبه کفیل مهلتی که برای حاضرکردن مکفول کافی باشدداده میشود
اگرکفیل مکفول رادرغیرزمان ومکان مقرریابرخلاف شرایطی که کرده اندتسلیم کندقبول آن برمکفول له لازم نیست لیکن اگرقبول کردکفیل بری میشودوهمچنین اگرمکفول له برخلاف مقرربین طرفین تقاضای تسلیم نماید کفیل ملزم به قبول نیست
هرکس شخصی راازتحت اقتدارذیحق یاقائم مقام اوبدون رضای اوخارج کنددرحکم کفیل است وبایدآن شخص راحاضرکندوالابایدازعهده حقی که براوثابت شودبرآید
درمواردذیل کفیل بری میشود: 1) درصورت حاضرکردن مکفول به نحوی که متعهدشده است. 2) درصورتی که مکفول درموقع مقررشخصاحاضرشود. 3) درصورتی که ذمه مکفول بنحوی ازانحاءازحقی که مکفول له براودارد بری شود. 4) درصورتی که مکفول له کفیل رابری نماید. 5) درصورتی که حق مکفول بنحوی ازانحاءبدیگری منتقل شود. 6) درصورت فوت مکفول
هر گاه کفیل مکفول خود را مطابق شرایط مقرره حاضر کند و مکفول له از قبول آن امتناع نماید کفیل میتواند احضار مکفول و امتناع مکفول له را با شهادت معتبر نزد حاکم و یا احضار نزد حاکم اثبات نماید. ( اصلاحی 14/8/1370 )
فوت مکفول له موجب برائت کفیل نمیشود
هرگاه یک نفردرمقابل چندنفرازشخصی کفالت نمایدبه تسلیم اوبه یکی ازآنهادرمقابل دیگری بری نمیشود
درصورتی که شخصی کفیل،کفیل باشدودیگری کفیل اووهکذاهر کفیل بایدمکفول خودراحاضرکندوهرکدام ازآنهاکه مکفول اصلی راحاضرکرد اووسایرین بری میشوندوهرکدام که به یکی ازجهات مزبوردرماده 746بری شد کفیل های مابعداوهم بری میشوند
هرگاه کفالت به اذن مکفول بوده وکفیل باعدم تمکن ازاحضار حقی راکه به عهده اواست ادانمایدویابه اذن اوادای حق کندمی تواندبه مکفول رجوع کرده آنچه راکه داده اخذکندواگرهیچیک به اذن مکفول نباشدحق رجوع نخواهدداشت
صلح ممکن است یادرموردرفع تنازع موجودویاجلوگیری از تنازع احتمالی درموردمعامله وغیرآن واقع شود
برای صحت صلح طرفین بایداهلیت معامله وتصرف درمورد صلح داشته باشند
هرصلح نافذاست جزصلح برامری که غیرمشروع باشد
صلح باانکاردعوی نیزجائزاست بنابراین درخواست صلح اقرارمحسوب نمیشود
حقوق خصوصی که ازجرم تولیدمی شودممکن است موردصلح واقع شود
صلح برعوض نیزجائزاست
صلح درمقام معاملات هرچندنتیجه معامله راکه بجای آن واقع شده است میدهدلیکن شرائط واحکام خاصه آن معامله رانداردبنابراین اگر موردصلح عین باشددرمقابل عوض نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهدبودبدون این که شرایط واحکام خاصه بیع درآن مجری شود
حق شفعه درصلح نیست هرچنددرمقام بیع باشد
صلح عقدلازمست اگرچه درمقام عقودجائزه واقع شده باشدوبر هم نمیخوردمگردرمواردفسخ به خیاریااقاله