جستجو در مواد قانونی
متن کامل مواد قانونی ایران بههمراه توضیح ساده، گردآوریشده در دفتر محسن تاجیک، وکیل پایه یک دادگستری در رباط کریم، پرند و تهران.
صلحی که درموردتنازع یامبنی به تسامح باشدقاطع بین طرفین است وهیچیک نمیتواندآن رافسخ کنداگرچه به ادعاءغبن باشدمگردرصورت تخلف شرط یااشتراط خیار
اگردوطرف مصالحه ویادرموردصلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است
صلح به اکراه نافذنیست
تدلیس درصلح موجب خیارفسخ است
صلح دعوی مبتنی برمعامله باطله باطل است ولی صلح دعوی ناشی ازبطلان معامله صحیح است
اگرطرفین بطورکلی تمام دعاوی واقعیه وفرضیه خودرابه صلح خاتمه داده باشندکلیه دعاوی داخل درصلح محسوب است اگرچه منشاءدعوی در حین صلح معلوم نباشدمگراینکه صلح به حسب قرائن شامل آن نگردد
اگربعدازصلح معلوم گرددکه موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است
درعقدصلح ممکن است احدازطرفین درعوض مال الصحلی که میگیردمتعهدشودکه نفقه معینی همه ساله یاهمه ماهه تامدت معین تادیه کند این تعهدممکن است به نفع طرفین مصالحه یابه نفع شخص یااشخاص ثالث واقع شود
درتعهدمذکوره درماده قبل به نفع هرکس که واقع شده باشد ممکن است شرط نمودکه بعدازفوت منتفع نفقه به وراث اوداده شود
صلحی که برطبق دوماده فوق واقع میشودبه ورشکستگی یاافلاس متعهدنفقه فسخ نمیشودمگراینکه شرط شده باشد
رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی رابرای وثیقه به داین میدهد. رهن دهنده راراهن وطرف دیگررامرتهن میگویند
مال مرهون بایدبه قبض مرتهن یابه تصرف کسی که بین طرفین معین میگرددداده شودولی استمرارقبض شرط صحت معامله نیست
هرمالی که قابل نقل وانتقال قانونی نیست نمیتواندمورد رهن واقع شود
مال مرهون بایدعین معین باشدورهن دین ومنفعت باطل است
برای هرمالی که درذمه باشدممکن است رهن داده شودولو عقدی که موجب اشتغال ذمه است قابل فسخ باشد
ممکن است یک نفرمالی رادرمقابل دویاچنددین که به دویا چندنفرداردرهن بدهددراین صورت مرتهنین بایدبه تراضی معین کنندکه رهن درتصرف چه کسی باشدوهمچنین ممکن است دونفریک مال رابه یک نفردرمقابل طلبی که ازآنهاداردرهن بدهند
درضمن عقدرهن یابموجب عقدعلیحده ممکن است راهن مرتهن راوکیل کندکه اگردرموعدمقررراهن قرض خودرااداءننموده مرتهن ازعین مرهونه یاقیمت آن طلب خودرااستیفاءکندونیزممکن است قراردهدوکالت مزبوربعدازفوت مرتهن باورثه اوباشدوبالاخره ممکن است که وکالت به شخص ثالث داده شود
اگرشرط شده باشدکه مرتهن حق فروش عین مرهونه راندارد باطل است
هرگاه مرتهن برای فروش عین مرهونه وکالت نداشته باشدو راهن هم برای فروش آن واداءدین حاضرنگرددمرتهن به حاکم رجوع مینمایدتا اجباربه بیع یااداءدین بنحودیگربکند
برای استیفاءطلب خودازقیمت رهن مرتهن برهرطلبکار دیگری رجحان خواهدداشت